محمد بن زكريا الرازي

34

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

فصل ششم - در امورى كه در پيدا شدن آبله تسريع مىنمايد و آن را بيرون مىريزد و در بروز آن بطبيعت كمك مىنمايد ، فصل هفتم - در توجه به چشم و گلو و بندها و گوش‌ها و بيان آنچه كه در موقع ظهور علامات آبله بايد بدانها توجه داشت ، فصل هشتم - در موادى كه « 1 » پختگى دانه‌هاى آبله را تسريع و قابل نضج « 2 » مىنمايد ، فصل نهم - در خشك كردن دانه‌هاى نضخ يافته آبله ، فصل دهم - در موادى كه پوسته‌هاى آبله « 3 » و خشك ريشه‌ها « 4 » را مىكند ، فصل يازدهم - در موادى كه آثار آبله را از چشم و ساير نقاط بدن مىزدايد ، فصل چهاردهم - در دستور غذاى بيمار آبله‌اى ، فصل دوازدهم - در دستور مزاج بيمار آبله‌اى از نظر لينت و يبوست ، فصل سيزدهم - در بيان آبله‌هاى بىخطر « 5 » و كشنده « 6 » .

--> ( 1 ) - مقصود دارو و غذا است . ( 2 ) - نضج در اصطلاح طب قديم حالت قبل از شفاء كامل است كه مىتوان آن را پختگى و بهبود نسبى يا قوام دانست ( Ame ? lioration ) و تا قوام در بيمارى حاصل نگردد بهبود ميسر نيست . ( 3 ) - پوسته يا قشر Ecorce است . ( 4 ) - خشك‌ريشه كلمه‌اى فارسى است و چنان كه از آن مستفاد مىگردد ، ريشه خشك آبله و بيماريهاى جلدى است . فرانسه آن Fongus يا Escarre است . ( 5 - 6 ) در عربى سليم و مهلك است .